
من افسانه ام : 2007 برادران وارنر I AM LEGEND
فرانسیس لاو رنس
ویل اسمیت
یک دارویی کشف می شود برای ریشه کن کردن سرطان ولی این دارو بر عکس عمل می کند و مردم کره زمین را می کشد و 500 ملیون نفر هم دراکولا مانند شده اند که در تاریکی مطلق زندگی می کنند . ویل دکتری تنها است که به خاطر مصونیت از این بیماری تنها مانده است و در نیویورک هیچکس نیست . در خیابان های خلوت کار روزانه اش این است که با سگ وفادارش به شهر برود و مایحتاج خود را از فروشگاه ها بر دارد و در ضمن راهی بیابد تا بتواند با آن داروی درمان را پیدا کند . در عین حال با پیام های رادیویی سعی دارد مثل خود زنده مانده سالم را بیابد . به یاد می اورد که روزهایی بوده که مردم به خاطر سرایت نشدن به بیماری جدا می شدند و زنش به خاطر سالم بودن به محلی دیگر می رود ولی در هوا هلی کوپترشان منفجر می شود . وی همین گونه پیش می رود ولی به ناگه گوزنی را دنبال می کند و به تاریک خانه ای می رود که در آن دراکولاهای زیادی هستند . وی را تعقیب می کنند و وی فرار می کند ولی با کلکی موفق می شود یکی از ان ها را دستگیر کند و به خان ببرد تا آخرین کشفش را که بر روی موش جواب داده را بر روی آن امتحان کند که البته در ابتدا جواب نمی دهد
روزی بر اثر بیش از حد نزدیک شدن با زامبی ها و مبارزه با انها مورد خشم آن ها قرار می گیرد و آن ها در حد کشت وی را می زنند و در آخرین لحظات توسط دختری نجات می یابد که با پیام های رادیویی ویل او را پیدا کرده است . به همراه بچه اش است و با هم به خانه ویل می روند ولی با قطرا ت خون ویل زامبی ها خانه او را می یابند و حمله وحشیانه ای می کنند و هیچ اقدامی از ویل کارساز نیست و آنان را می یابند . در آخرین لحظات ویل متوجه جواب دادن دارو به روی دختر گرفته شده ( زامبی ) را می بیند و به زامبی ها هم می گوید که آرام باشید تا شما را خوب کنم ولی آن ها خیلی عصبانی اند . ویل دختر و بچه اش را از راه دود کش فراری می دهد و خود با نارنجک انتحاری هم زامبی ها را می کشد و هم خودش را ولی در آخرین لحظه خونی از خود را که مصون است را در شیشه ای به دختر می دهد تا وی آن را به بشریت تقدیم کند تا بیماران مانده با آن خوب شوند که این کار می شود و عده زیادی خوب می شوند و در شهری قرنطینه شده زندگی می کنند

مومیایی 3 : 2008 MUMMY
راب کوهن
برندان فریزر – جت لی – میشل یه ئو
دوباره ماجرا جویان عشق مومیایی سرشان درد می کند تا حادثه ای دیگر بیافرینند و این بار به چین
می ایند . سال 1947 است و پسرشان هم بزرگ شده وهمان شجاعت دوران کودکی خود را دارد . زمان های قدیم است و امپراتو سخت گیر چین که مردمان زیادی را در راه ساختن دیوار چین و دیگر بلند پروازی های خود از بین برده بود و آدم ها را زیر خاک ها مدفون کرده بود مورد نفرین زنی جادوگر قرار می گیرد و مجسمه می شود . سالیان بعد این مجسمه ها پیدا می شوند و با ترجمه زن برندان مجسمه برای سوء استفاده گران زنده می شود و امپراتور دوباره سربازان سنگ شده خود را فرا می خواند . جادوگر هم زنده می شود و تمام مرده ها و اسکلت ها را زنده می کند و جنگی در آخر رخ می دهد و در آخر با شمشیر درخشان که نقطه ضعف امپراتور است به قلب امپراتور می زنند و دوباره او را از بین می برند
اسکوپ : SCOOP
وودی آلن
هیو جکمن . اسکارلت ژوهانسن . وودی آلن
دختری گزارشگر به دعوت شعبده بازی به داخل جعبه غیب شدن می رود . در آنجا با روح یک روزنامه نگار فوت شده روبرو می شود که آمار قاتل بودن یک فرد پولدار را می دهد که در پله آخر او را حذف کرده تا گیر نیافتد . از دختر که روزنامه نگار است می خواهد تا این پرونده را دنبال کند و پسر را گیر بیاندازد . دختر با شعبده باز که روح را او هم دیده همراه شده و به سراغ پسر می رود . مرد می شود پدرش و به استخر می روند . دختر که خود شناگر قابلی است مثلا غرق می شود و پسر نجات می دهد و با هم رابطه برقرار می کنند . ولی دختر عاشق پسر می شود و مطمئن می شود که پسر قاتل نیست و حتی بی خیال هم می شود و روح را توهم می پندارد . شعبده باز به تنهایی پیگیری کرده و ثابت می کند که پسر قاتل است . پسر که خود را در خطر می بیند و می داند که دختر او را تحویل خواهد داد مثلا او را داخل برکه برده و غرقش می کند و به پلیس خبر می دهد که جنازه پیدا شده . ولی دختر که خود مربی شنا است نجات یافته و پسر را لو می دهد

لمونی اسنیکت : LEMONY SNICKET
براد سیلبر لینگ
جیم کری – مریل استریپ
خانواده پولداری در اثر آتش سوزی می میرند و 3 فرزند آن ها یتیم می شوند . تمام ارثیه تا زمان 18 سالگی دختر می ماند و تا آن زمانباید کسی سرپرستی آن ها را به عهده بگیرد . خواهر برادر بزرگ و با خواهر کوچک به خانه عمه می روند ولی وی آن ها را به تنها عمو کونت اولاف می پردازد که خیلی خبیث است و هدفش فقط پول است ولی هنر اصلی اش بازیگری است ولی در راه منفی از آن استفاده می کند . از آن روزی که وکیل بچه ها را به کنت می سپارد . کنت نقشه هایش را یکی یکی اجرا می کند تا بتواند آنان را بکشد ولی بچه ها هردو مخترع و اهل مطالعه اند و نقشه های او را نقشه بر آب می کنند و اتفاقا هر وقت کنت خد را به ظاهری جدید در می آورد آن ها سریع متوجه می شوند . مثلا در صحنه اول که آن ها به خباثت کنت پی می برند این است که ماشین را درست سر راه قطار می گذارد تا قطار با آن ها بر خورد کند . که این بچه ها سریع با فنر صندلی وسیله ای را می سازند که با نخ صندلی ان را به سمت دستگیره ریل پرتاب می کند و با کشیدن آن مسیر قطار را منحرف می کنند . در آخر هم کنت به نتیجه ای دست پیدا نمی کند . و موفق نمی شود و آخرین فریبش که عقد دختر است را هم موفق نشده و تمام بلا هایی که سر بچه ها اورده بود بر سر خودش می آید .

ساحره : BEDAZZLED
کارگردان : هارولد رامیس
بازیگران : برندان فریزر – الیزابت هارلی
پسری ضعیف و غیر جذاب و بی اعتماد به نفس و تنها که کارمند ساده اداره ای است . نمی تواند با دیگران روابط برقرار کند . دیگران او را می پیچانند و وی را در گروه خود راه نمی دهند . وی غصه دارد . دختری را دوست دارد که می خواهد به او برسد . قبلا با او همکلاسی بوده . در طول دوران تحصیل یک کلمه هم با او نتوانسته صحبت کند . چه برسد به الان که می خواهد او را بستاند . در رستوران زنی زیبا که می گوید من شیطان هستم او را فرا می خواند و پس از ثابت کردن خود با او قرار دادی می بندد . در این قرار داد مرد روح خود را در اختیار شیطان قرار می دهد و می تواند هفت آرزو بکند . به هفت شکلی که بتواند دل دختر را برباید . در صورت رسیدن به مشکل با ریموتی شماره 666 را می گیرد و از آن وضعیت خارج می شود و یه حالتش را از دست می دهد . ابتدا می شود یک قاچاقچی کوکایین در مکزیک و در اولین ماموریت به زور فرار می کند و از مرگ رهایی می یباد . به حالت اول در می آید و شیطان به او می گوید دختران از ثروت و قدرت بدشان می آید . به زندگی خصوصی دختر وارد می شوند تا علایق دختر را بفهمند . دختر احساساتی است و انسان های عاشق پیشه ر ا دوست دارد .
پس الیوت می خواهد عاشق پیشه شود . بسکتبالیست ماهر و قدرتمند و پرطرفدار به اندازه مایکل جردن. پسر خوش تیپ خوش صحبت . رییس جمهور آمریکا هم می شود ولی در هریک به نوعی شکست می خورد و دچار مشکل می شود. دیگه باشیطان دعواش می شه و دو آرزوی باقیمانده رو بیخیال می شه و به کلیسا می ره تا گناهان کرده را و صحبت کردن با شیطان رو ببخشونه . وی را به جرم دیوانگی می گیرند وبه زندان می اندازند و البته همه این کارها زیر سر شیطان است . شیطان می خواهد که الیوت دو آرزوی دیگر هم انجام دهد که الیوت بی خیال شده است . هر کاری می کند نمی شود تا اینکه شیطان او را رها می کند و آزاد و روحش را به او بر می گرداند . الیوت شجاع شده . از خود دفاع می کند و خود با پای خود سراغ دختر مورد علاقه می رود و البته وی دوست دختر دارد . به طور اتفاقی با دختری همسایه می شوند که 100 درصد شبیه دختر است و دوستی را با او شروع می کند و موفق می شود .
فیلمهای قبلی کارگردان : شکارچیان ارواح – این را تحلیل کن و ..